بسم رب الشهداءوالصدیقین

مشخصات شهید بزرگوار:

نام و نام خانوادگی : عبدالرضا دهقانی
نام پدر :غلامرضا
تاریخ تولد : 1338
محل تولد : خشت
تاریخ شهادت : 1358/05/31
محل شهادت : سقز (کردستان)
محل دفن : امام زاده علی (خشت)

فرازی از وصیتنامه شهید بزرگوار:

به فرمان امام امت خميني كبير روز 27 رمضان 58 ساعت 6 صبح با هواپيماي 330 كه عازم كردستان شدم، در آنجا جهت حفظ اسلام و كشور عزيزم ايران كه خوب مي دانم اگر اين اشرار روزي بر ما دست يابند كردستان اسرائيلي ديگر بپا مي كنند . در اين راه آگاهانه با تمام وجود مي جنگم و مرا چه باك كه اگر كشته شدم شهيدم و به وعدة خدا رسيده ام و اگر كشته نشوم پيروزم.
و اما تو اي پدر و مادرم موقعي كه از شما جدا شدم مرا به خدا سپرديد، بدانيد كه امانت خود را صحيح و سالم تحويل داده ايد و در راه انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني از هيچ گونه فداكاري دريغ نورزيد. و بعد از من حامل پيام من به دوستانم و فاميلانم باشيد و بر من مبادا گريه كنيد كه براستي كسي كه در اين راه شهيد مي شود هرگز نمرده است .


زندگینامه شهید بزرگوار:

شهید عدالرضا دهقانی فرزند غلامرضا در سال 1338 در خانواده ای متدین و مذهبی چشم به جهان گشود . دوران کودکی را در آغوش پر مهر پدر و مادری مهربان سپری کرد و در شش سالگی جهت کسب علم و دانش راهی دبستان گردید او دوران دبستان را با موفقیت پشت سر گذاشت و جهت ادامه تحصیل به مدرسه راهنمایی رهسپار شد و این دوران را نیز سپری نمود . شهيد عبدالرضا دهقاني پس اخذ مدرك سيكل ، در تاريخ 9/4/57 با علاقه اي كه به مكتب و خدمت به اسلام عزيز داشت وارد آموزشگاه گروهباني شاخة تيپ 55 هوابرد شيراز شد، و پس از يكسال با اخذ درجه گروهبان دومي پشت سرگذاشت.
وي در مدت خدمت ، فردي صالح و نيكوكار و دوش به دوش انقلاب همگام با برادران و ملت شهيد پرور ايران عليه نظام ستمشاه به مبارزه برخواسته و در زماني كه كردستان به وسيله اشرار مزدوران آمريكايي و روسي به تصرف ضد انقلاب درآمده بود. در همان موقع حساس كه فرمان تاريخي امام كه فرمود ظرف 24 ساعت بايد كردستان از عوامل ضد انقلاب پاكسازي شود ايشان به نداي امام لبيك گفته و با تمام وجود عازم كردستان گرديد. و در راه پاسداري از خون شهيدان از هرگونه فداكاري دريغ نورزيد تا آنكه در صف شهداي انقلاب اسلامي در تاريخ 29 ماه مبارك رمضان سال 57 در شهر سقز شربت شهادت را نوشيد. و نام خود را برای اولین شهید منطقه خشت و کمارج در تاریخ ثبت نمود .
روحش شاد و یادش گرامی و راهش پر رهرو باد


خاطرات شهید بزرگوار:

شهید عبدالرضا بعد از مدتی که در حال خدمت بود روزی به خشت آمد و من و یکی از خواهرانم را به شیراز برد که در ماه رمضان در آنجا با او باشیم . به خانه ای که در شیراز اجاره کرده بود رفتیم . چند روزی را در آنجا گذراندیم . یک شب به منزل آمد و گفت من باید به «پاوه» اعزام شوم و گفت : امام فرموده پاوه باید تا 24 ساعت دیگر آزاد شود . ما باید جهت آزادی او حرکت کنیم و فرمان امام را گردن نهیم . در همان شب بود که در منزل مقداری حنا به دست و پای خود گذاشت . و صبح بعد از شستشوی دست و پا به خواندن نماز آمد و از من و خواهرم خداحافظی کرد و رفت . او به صورت داوطلبانه در هوابرد شیراز برای دفاع از شهر پاوه عازم آن منطقه گردید . او در حالی که فرمانده آنها با رفتن او مخالفت می کرد با ذکر اینکه ما باید به فرمان امام گردن نهیم و نباید فرمان امام را زمین بگذاریم . رضایت او را جلب و به منطقه اعزام می گردد . ما به خاطر ماه مبارک رمضان در شیراز بودیم که در روز 21 ماه رمضان مصادف با شهادت مولای متقیان علی بن ابیطالب (ع) به آرزوی دیرینه اش نائل گردید و در درگیری با کمله در آن منطقه شربت شهادت را سر کشید .
از زبان برادر بزرگوار شهید علی دهقان
روحش شاد ، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد